قلم گیرم وبا اذن امیرم وبا حال قریبم به غریبم بنویسم کلامی وبگویم سلامی
زغلامی به همان عزت آدم،به همان عشق معظم،به همان بانوی عالم،به همان دختر خاتم
که نگاهی به گناهی کند و راهی شاهی کند و دیده به چاهی کند و گوش به آهی کند و
همسفر شهر غریبان و کریمان و رحیمان وشهیدان کندوباز هوائی همان کوچه وخانه،
همان خانه پروانه کنداین عاشق ماتم زده را.
بنویس ای قلم از درد دل و کوچه وبین گذر و درد سر وآتش ودیوار ودر و سیلی و
مادر....مادر....مادر.
شاعر:احمد طاهری
برچسب: حضرت زهرا س,حضرت زهرا سلام الله علیها,حضرت زهرا سلام الله,حضرت زهرا سلام الله عليها,حضرت زهرا سلام الله علیه,سخنان حضرت زهرا,حضرت زهرا سلام,حضرت زهرا سیب سرخی,تسبیحات حضرت زهرا (س),شهادت حضرت زهرا س,
نویسنده: آرتین کاظمی