دارد از دور مرا می خواند......
به گمانم،غریب آشنائیست....
که دلم اینگونه شکست است قفس سینه خود
وهوائی هوایش شده است
دارد از دور مرا می خواند..........
به کجا..؟
به همان جا که دلم عمری نشست است به راهش
به همان جا که زمینش چه زمینی است....
همه عشق.....
و این راه،راه جنون است که مرا می خواند.
دارد از دور مرا می خواند...........
لیک این بار به لحن دگری
چه قریب است صدا....
صدائی ز حوالی وجودم مرا می خواند
دارد از عمق وجودم مرا می خواند.......
شاعر:احمد طاهری